تبلیغات
عکس _ آهنگ_فیلم_بازی_برنامه

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 2 شهریور 1389
در یك شركت بزرگ ژاپنی كه تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یك مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد:

شكایتی از سوی یكی مشتریان به كمپانی رسید . او اظهار داشته بود كه هنگام خرید یك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطی خالی است .

بلافاصله با تاكید و پیگیریهای مدیریت ارشد كارخانه این مشكل بررسی ، و دستور صادر شد كه خط بسته بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تكرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید .

مهندسین نیز دست به كار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند :

پایش ( مونیتورینگ ) خط بسته بندی با اشعه ایكس

بزودی سیستم مذكور خریداری شده و با تلاش شبانه روزی گروه مهندسین ،‌ دستگاه تولید اشعه ایكس و مانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده و خط مذبور تجهیز گردید .

سپس دو نفر اپراتور نیز جهت كنترل دائمی پشت آن دستگاهها به كار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند.

نكته جالب توجه در این بود كه درست همزمان با این ماجرا ، مشكلی مشابه نیز در یكی از كارگاههای كوچك تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یك كارمند معمولی و غیر متخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر و كم خرجتر حل كرد :

تعبیه یك دستگاه پنكه در مسیر خط بسته بندی تا قوطی خالی را باد ببرد !!!


نتیجه اخلاقی : هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است. آلبرت انشتین





طبقه بندی: داستان و طنز، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389

یک دوست معمولی هیچ گاه نمیتواند گریه تو را ببیند .

یک دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود .

یک دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند .

یک دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد .

یک دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو می آورد .

یک دوست واقعی  زود تر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند .

دوست معمولیاز دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود .

دوست واقعی می پرسد که چرا نتوانستی  زود تر تماس بگیری .

دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد .

دوست واقعی سعی در حل آنها می کند.

یک دوست معمولی  مانند یک مهمان عمل می کند و منتظر می شود تا از او پذیرایی کنی .

یک دوست واقعی به سوی یخچال رفته  و از خود پذیرایی می کند .

یک دوست معمولی میپندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه معمولی تمام می شود .

یک دوست واقعی می داند که بعد از یک مرافعه دوستی شما محکمتر می شود .

یک دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند



ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389

مشخصات یك دختر خوب

یك دختر خوب موقع راه رفتن به 1000 تا پسر فكر نمی كنه

یه دختر خوب واسه ادعای بزرگی سیگار نمی ذاره لای لبش ،قلیون نمی كشه  و ادا در نمیاره

 یه دختر خوب تفاوت بین خودش و یك میمون رو درك می كنه و اینقدر بازی در نمییاره

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه

یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه

یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه

 یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه

یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب
یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه

یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه

یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره

یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش
مثل روسری

یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه

یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه

یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه

یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته
تستی

یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره

یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)

یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه

یه دختر خوب به خاطر منافع خودش
حق خواهرش رو ضایع نمی کنه

یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که
واسه کلاس اونا رو گوش بده

یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش
رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه


یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از
حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که
بتونه صافکاری و نقاشی کنه

یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده

یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)

یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره

یه دختر خوب
پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه

یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازی( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه

یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه

یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه

یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

یه دختر خوب
عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه)

یه دختر خوب
سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن

یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش
قرض نمی کنه

یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه

یه دختر خوب به خاطر چشم و هم چشمی با دوستاش خودشو نمی كشه تا یك رشته مزخرف در یك دانشگاه در پیتی قبول بشه ، به جاش استعدادش رو در جاهای دیگه امتحان می كنه

 

و بالاخره یك دختر خوب وقتی میاد به یك وبلاگ آنتی دختر ، نظر چرت و پرت نمی ده ، چون كسی ازش دعوت نكرده بوده تا بیاد ! پس دست مدیر وبلاگ رو می بوسه و می ره دنبال كارش


یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره




طبقه بندی: ضد دختر، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389
یكی از عجایب جام جهانی امسال و شاید تمام جام جهانی‌های گذشته، مسابقه بین تیم‌های پرتغال و هلند بود. این بازی، بیشتر به جنگ‌های ستارگان شبیه بود تا یك مسابقه فوتبال، به طوری كه شانزده كارت زرد و چهار كارت قرمز توسط داور صادر شد و این در حالی است كه برخی معتقدند، داور با تساهل كارت داده، و الا باید تمام بازیكنان و مربیان و نیمی از تماشاچیان را از ورزشگاه اخراج می‌كرد! در هر حال، پرتغال بعد از 96 دقیقه زد و خورد نفس‌گیر، توانست یك بر هیچ از سد هلند عبور كند و به مرحله بعد برود. یكی از عجایب جام جهانی امسال و شاید تمام جام جهانی‌های گذشته، مسابقه بین تیم‌های پرتغال و هلند بود. این بازی، بیشتر به جنگ‌های ستارگان شبیه بود تا یك مسابقه فوتبال، به طوری كه شانزده كارت زرد و چهار كارت قرمز توسط داور صادر شد و این در حالی است كه برخی معتقدند، داور با تساهل كارت داده، و الا باید تمام بازیكنان و مربیان و نیمی از تماشاچیان را از ورزشگاه اخراج می‌كرد! در هر حال، پرتغال بعد از 96 دقیقه زد و خورد نفس‌گیر، توانست یك بر هیچ از سد هلند عبور كند و به مرحله بعد برود. در همین راستا، فیگو، كاپیتان تیم ملی پرتغال، بعد از این برد شیرین، تلگرامی را برای حسین كعبی فرستاد كه عینا در زیر می‌آید:
خط نقطه خط خط نقطه نقطه
خط نقطه نقطه خط خط نقطه خط نقطه نقطه نقطه... .
(ترجمه از مورس)
از: لوئیز مدیرا فیگو
به: حسین كعبی
آقای كعبی عزیز، به نمایندگی از اعضای تیم ملی فوتبال پرتغال، از جناب‌عالی و تمام بازیكنان تیم ملی ایران متشكرم. ما مطمئن هستیم اگر اردوی رزمی ـ دفاعی نود دقیقه‌ای كه با شما داشتیم، نبود، ما به هیچ وجه از پس هلندی‌ها برنمی‌آمدیم. شما و دوستانتان با اعمال برخی از حركات رزمی، به ما فهماندید كه فوتبال یعنی چه و آن بازی برای ما به منزله یك مانور نظامی بود كه هرچند سخت بود، ولی باعث پیروزی ما در جنگ واقعی در مقابل هلندی‌ها شد. متشكرم و تا آخر عمر، ردِ لگد شما روی صورتم را به نشانه دوستی و سپاسگزاری، حفظ خواهم كرد.
زمین‌خورده شما ـ فیگو


ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389
میگن بــرادرای اهل ایمـــــــــان

بــــرای اصـلاح ا مــــــور نسوان ـ


نشستنو حســـــابی طرح دادن

حـدود منـکراتـــو شــــــرح دادن


یه طرح خو بو فوق العــاده جامع

قــــابل استـفــــاده در مجـــــــامع

برادرا فکــــرای بکــری کــــــــردن

که خواهــرا ولنگو بــــــــاز نگـردن


بـــــــــرای آرایـش صــــــورت زن

کـــــــلّی جریمه در نظــر گـــرفتن


جریمه مـــــالیــــات زیبــــــــــاییه

یه جور مجــــــازات سر پــــــاییه


عزیز من کی گفته خوشگل بشی؟

بـــاعث اختلال و مشکل بشی


یه عــــالِمی توی کتــــاب نـوشته

دختر اگه قشنگ بـــــاشه زشته


بعضــیا در بـــــاره ی خلقت زن

چیزای خیلی جــالبی نوشتن


میتونم آدرس بدم ، که سرکـار

رجو کنی به جلد هفت "اسفار" *۱


اونجا یه چیزایی نوشته "ملا " *۲

نگو بگم ، که روم نمیشه والا


تمـــوم دخترایی کــه خـوشگلن

بـاعث و بــــانی هــزار مشکلن


ایــنه نشونیـــــــا ی دختر خـوب

چونه چکش ،دماغ مثل گوشکوب


دختره بـــــا سبیل نصــفه نیمه

هر جـــــا بـره معـــافه از جریمه


کـــــارش اگـه گیرکنه تــــو اداره

مــــوی سبیلشو گــــرو میـذاره


تمــــــوم چیـزای تکـــان دهنده

مــال همین حجـــاب نیـم بنده


جریمه هـا میاد تو سامـــانه ها

اضـافه می کنن بــه یــــارانه ها


صد تــــا بلا از سرمــون رد میشه

کلی ام ایجــــــاد در آمـد میشه


هـــزار تومن برای هر تــــــار مو

میخــوای جریمت نکنن بذار تــو


نــــاخن لاک خورده هم فلان قد

خودش میشه یه عـــالمه در آمد


پوست برونزه میشه سیصد هزار

هر چی پس انداز داری وردار بیار


جریـــمه ی آستینـــــــای کـوتـاه

میشه برابر حقـوق یک مـــــــــاه


کـاش یکی قــــانون جدید بیــاره

کـه " فکر " کوتـــاه جریمه داره


جـــریمه ی عینک بــــالای سر

از لاک نـــاخن ام میشه بیشتر


دختره کــه دس نگـــرِِِ بـــابــاشه

ممکنه پول تو کیف نداشته باشه


شمــــاره ی ملی بــــرای ایــنه

که دختـــرا بچسبونن به سینه


پلیس شمــــاره هـــارو ور میداره

بـرای هـــر خلاف یه کـد میذاره


خلاصه این که شرح احوالشــــون

میره توی نامه ی اعمـالشـــون


زنای بد حجــــاب بعد چن مــــــاه

میــــــان و می رسن سر بزنگـاه


اونــــا کــــــه قـصد ازدواج دارن

بــــــاید خلافی بگــــــــیرن بیــارن


امـــــــــا فقــــط گــرفتن خلافی

برای دفتر خونه نیست کــــــــافی


اون کـــــه برای ثبت عقد میــره

مــــاینه فنی ام بــــــاید بگـــیره


شــکر خدا الان تــــو این مملکت

نه اعتیـــــاد وجـود داره نه سرقت


شبـــــــا در مـــــــاشینتو وا بذار

کیف پر از پولتــــو هم جــــا بذار


تـــــو مملکت وفــــــــــور امنـیته

الان هـمه خیـــــالـشون راحـته


مـواد فروش که مطلقــــا نداریم

خواسته باشین میریم دلیل میاریم


مشکل ازدواج و کــار و مسکن

تو مملکت به کل شده ریشه کن


رشـــــوه و اختلاس تــــوی اداره

حتی یه مــــورد ام وجــود نداره


حل شده کل مشکـــلات کشور

مـونده فقط " عینک بــالای سر "


یه چی بگم پیش خودت بمــونه

ذلّت مــــا حـــــاصل فکرمـــونه


ســوال من اینه ، چرا طــــالبــان

عمل میـاد یه جایی مثل افغان ؟


چرا سوئیس طــــــالبان نداره؟

که هر بلایی سرشــون بیـــاره


چــــرا یه طــالبان برای درمان

گیر نمیاد تو انگلیس و آلمــان؟


دلم ورم کـــرده که می نویسم

از ســر درده هر چـه می نویسم


آهای قلم ، قربون شکل ماهت

فدای بـــــوی جوهر سیـاهت


دَوُوم بیار هنوز زیــــــاده کارم

هزار تــــا شعر نــا نوشته دارم




طبقه بندی: داستان و طنز، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389
ام “محمد” دو میلیون و ۴۳۵ هزار و ۸۸۸ بار تکرار شده است، تکرار نام “احمد” در این مدت ۷۵۹ هزار و ۵۶۵ بار انجام شده و نام رسول ۱۹۷ هزار و ۷۷۴ بار تکرار شده است.

ایرنا: سازمان ثبت احوال کشور با بیان اینکه رویکرد مردم ایران اسلامی به انتخاب اسامی و القاب پیامبر گرامی اسلام (ص) برای فرزندان پسر خود جالب توجه است، اعلام کرد: “محمد” پر استقبال ترین انتخاب نام در بین خانواده های ایرانی است.

بررسی آمار نامگذاری ایرانیان در پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور نشان می دهد انتخاب اسامی و القاب رسول گرامی اسلام(ص) برای فرزندان از سوی خانواده های ایرانی بسیار مورد توجه است.

بنابراین گزارش، در طول فعالیت یکصد ساله سازمان ثبت احوال ، نام “محمد” دو میلیون و ۴۳۵ هزار و ۸۸۸ بار تکرار شده است، تکرار نام “احمد” در این مدت ۷۵۹ هزار و ۵۶۵ بار انجام شده و نام رسول ۱۹۷ هزار و ۷۷۴ بار تکرار شده است.

براساس این گزارش، مجتبی ۲۹۶ هزار و ۴۹۵ بار، محمد امین ۱۶۰ هزار و ۲۸۳ بار، محمد حسین ۳۵۸ هزار و ۴۹۶ بار، محمدرضا ۸۵۳ هزار و ۵۶۴ بار، محمد طاها ۲۶ هزار و ۸۱۹ بار، محمد علی ۴۸۴ هزار و ۲۸۸ بار، محمد مهدی ۲۱۰ هزار و ۵ بار و مصطفی ۴۰۰ هزار و ۴۷۷ بار در این مدت برای فرزندان پسر خانواده های ایرانی انتخاب شده است.

این گزارش حاکیست، اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان ثبت احوال کشور به منظور بررسی تحولات اجتماعی کشور بریده زمانی جدیدی از میزان انتخاب این اسامی در کشور منتشر کرده که دوره های زمانی ۱۰ ساله را پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شامل می شود.

سازمان ثبت احوال ضمن انتشار این بریده زمانی برای میزان نامگذاری در کشور تاکید کرد: پذیرای پیشنهادات محققان و پژوهشگران در حوزه تحولات اجتماعی کشور در خصوص بررسی و رصد تحقیقات اجتماعی است.



ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389

نمیدونم این همه عشوه از كجا اومده . دخترای عزیز خودتونو جم و جور كنید من كه حالم به هم میخوره از این مدل

صحبت كردن البته نظر هر كسی محترمه به نظر هم دیگه احترام بزاریم

خوشگل = خوجل
خوبی = خوفی
جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم
عشق منی = عجق منی
قربونت برم = قلبونت بلم
چطوری؟ = تطولی؟
چی کار می کنی = چیکال می کنی
سلام = شلام
دختر= دخمل
پسر = پسمل
عزیزم = عجیجم
جون = جونزززززز
بی تربیت: بی تبلیت
بی ادب: بی عوض (این یکی درک ربطش کمی مشلکه واقعاً)
دوست ندارم: اصنم نِی خوام
نمیدونم= نیدونم(بعضی ها این روزا خیلی زیاد میگن!!)
دوست = دوکس (این کلمه رو نمیدونم از کجا درآوردن)

در پایان به ابراز عشق یک دختر ایرانی با یک پسر توجه کنید:
شلام قلبونت بلم چطولی ؟جیگلتو بخولم پسمل من نیدونی چقدر دوکست دالم



طبقه بندی: ضد دختر، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389
 
1-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!


ادامه مطلب
طبقه بندی: داستان و طنز، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389

Oprah Winfrey
مقام : ۱
ارزش خالص دارایی : millions $ 1,500
سن : ۵۲
مجرد
شغل : مجری تلویزیونی



J.K. Rowling

مقام : ۲
ارزش خالص دارایی : millions $ 1,000
سن : ۴۳
ازدواج کرده و طلاق گرفته
تعداد فرزند : ۳
شغل : نویسنده (خالق هری پاتر)




ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389

بیشتر مردها آرزوی بزرگ دارند ، اول داشتن خونه ، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه!!

----------------------------

کابینه زندگی مشترک:

زن=وزیر سلب آسایش ، شوهر= وزیر کار ، مادر زن= وزیرجنگ ، مادر شوهر=وزیر

اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی

پدر زن= وزیر ارشاد ، پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت !

خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریکی است

نور را آفرید دید هیچ مشکل دیگه ای نداره زن را آفرید!

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-


ریشه ی تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین !!!

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای که

دهانشون بسته است عکس بگیره !

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

سه چیز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پیراهن زیر!

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-



ادامه مطلب
طبقه بندی: ضد دختر، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki

این آقا که محمد نام داشت در روز ۸ مارس (روز جهانی زن) برای حمایت از زنان ایرانی روسری پوشیده و روی تی‌شرت‌اش هم نوشته است : مرگ بر مرد سالاری !

کسبه‌ی اطراف میدان ولیعصر گفتند که توسط پلیس دستگیر شده است.





طبقه بندی: اخبار، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389
سلام دوستان من هفت دلیل رفتن جنیفرلوپز به بهشت را برایتان نوشتم که جنیفر به بهشت می رود

 

اول اینکه خواهر محترمه خانم جنیفر دل مردم را به هر نحوی که بتواند شاد می کند و آنچنانکه میدانید شاد کردن دل بنده خدا اجر فراوان دارد.


دوم اینکه این هنرمند متعهد و پایبند به کانون گرم خانواده بیش از 4 بار ازدواج کرده و این سنت حسنه را بیش از پیش به جا آورده . لذا هر تلاشی که انجام داده در جهت رفاه خانواده بوده و بر خلاف همکارانش ، مردان را به صورت حلال به فیض رسانده ، لذا وی به عنوان یک الگو برای جامعه خودش ، با هرگونه پاشیدگی و پاره گی خانوادگی مخالف است.

سوم اینکه خانم جنیفر از تمام نعماتی که خداوند در اختیارش گذاشته به بهترین نحو بهره برداری می کند. ایشان هم خواننده هستند ، هم رقاص هستند، هم هنرپیشه ، هم یک مادر و همسر خوب. از طرفی در مسائل بازرگانی هم کوتاهی نمی کند . از آنجایی که همیشه راضی و قانع هستند به کسی نه نمی گویند تا دل کسی نشکند.

چهارم اینکه ایشان مقام زن را در غرب زنده نگه داشته و اعتماد به نفس این موجود لطیف را که در طول تاریخ به وی اجحاف بسیار شده بالا برده است ، در حدی که بسیاری از مردان در مقابل همین خانم اظهار ناتوانی کردند و خیلی ها نکشیدند با ایشان باشند .

پنجمین دلیل توفیق خدمت ایشان است . خانم جنیفر توفیق خدمت داشته اند تا در تمام عرصه ها به جامعه و بندگان خدا خدمت کند. این بانوی کوشا تا دیر وقت در استودیوهای سربسته تمرین کرده و همان فردا شبش با تمام کم خوابی و کسالت در کنسرت حضور یافته و تا صبح در جهت خدمت به خلق ، در چارچوب حرکات موزون نموده است .

ششمین دلیل دیگر وجاهت این عزیز هنرمند صداقت داشتن و عدم ریا است. او هرگز ریا نکرد و همان نشان داد که بود . این هنرمند با اخلاق در یک آن لباس از تن به در آورده و سینه چاک می کند ( البته با اذن کتبی شوهر ) و ابایی از حرف مردم ندارد. او اگر از آهنگسازش خوشش بیاید به جای طفره رفتن ( مثل چشمک و اطفار) به سرعت با وی عقد محضری می کند تا مشکلی نباشد . پاینده باشی دخترم.

هفتمین دلیل حمایت جنیفر عزیز از پدر و مادرش است . او نه از جیب شوهرانش بلکه از درآمد حلال خودش برای والدینش سرپناه خریده و آنها را تکریم کرده. البته این خواهر زیبا از تکریم مشتریان هم غافل نبوده و هوای همه را داشته




طبقه بندی: داستان و طنز، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389
سلام دوستان امروز می خواهم ایرادهایی که در دختران مشترک می باشد وباعث اختلاف در دوستی آنها می شود را براتون بنویسم حتما بخونید و اشکالات خود را بر طرف بکنید . به زودی ایرادهایی از پسران برایتان خواهم نوشت تا شماهم متوجه آنها شوید. نظر یادتون نره

10 - "تظاهر" به پاک بودن : ببینید, بعضی از دخترها واقعاً با هیچ پسری دوست نمیشن و عقیدشون برای خودشون محترم؛ اما من هیچ وقت نفهمیدم که بقیه چرا انقدر اصرار دارن که خودشون رو جزو قدیسین و ملائکه جا بزنن؟! بابا, ما که هممون خر نیستیم, انقدر شعور داریم که وقتی یه دختری سه سوت با ما دوست شده, حتماً قبل از ما با چند نفر دیگه هم دوست بوده که حالا خجالتش ریخته و موقع حرف زدن با ما قرمز و آبی نمیشه. البته بعضی از دخترها, مثل همین همکار خودم "نمک" میگن که پسرها ظرفیت شنیدن حرف راست رو ندارن. اما من فکر میکنم که الان زمانه پیشرفت کرده و پسری که از دوست دخترش انتظار داره که قبلاً با هیچ کس دوست نبوده باشه, باید احتمالاً از پشت کوه اومده باشه. شما راستشو بگین, پسره اگه آدم باشه درک میکنه؛ اگه هم نباشه که ولش کنید. پاکدامنی یعنی صداقت, نه بی تجربه بودن. :)

9 - انتقاد "بیدلیل" از بقیه دخترها : ببینید, من نمیفهمم چرا دخترها اصولاً چشم ندارن همدیگه رو ببینند؟ همش دارن همدیگه رو چک میکنن که یه ایراد کوچیک تو همدیگه پیدا کنند و پرچم کنندش! حالا اومدیم و رنگ کیف یه دختری به رنگ مانتوش نمیخوره. دلیلی نداره با انگشت به یه پسر نشونش بدین و بزارین کف دستش. انقدر از حرف زدن, راه رفتن, لباس پوشیدن و رفتار بقیه دخترها ایراد نگیرید؛ اونم جلوی یه پسر. بخدا زشته! ما پسرها این چیزا رو خیلی مراعات میکنیم, مثلاً گاهی وقتا من فکر میکنم این پسرها چقدر با معرفتن که وقتی تو یه مهمونی زیپ شلوار یه پسری باز باشه, واسه اینکه بقیه بو نبرند, به موبایلش زنگ میزنن و بهش میگن. حالا وای به روزیکه دکمه بلوز یه دختری افتاده باشه؛ بقیه دخترها موبایل برمیدارن به همه خبر میدن به جز همون بیچاره...

8 - حسادت : این یکی درد مشترک همه پسرهاست؛ کافیه جلوی دوست دخترشون, اسم یه دختر دیگه رو بیارن تا برای یه هفته خوراک جنگ و دعوا فراهم بشه. بابا, درسته میگن پسرها در مقابل جنس دختر ضعیفن, اما بخدا ما انقدر کنترل روی خودمون داریم که وقتی یه دختر خوشگل ببینیم, شمارو ول نکنیم و نریم سراغ اون. یه خورده هم به ما اعتماد داشته باشین, جای دوری نمیره. هم خودتون رو الکی شکنجه نمیدین, هم اینکه احترام ما رو نسبت به خودتون اضافه میکنید. اگه قرار باشه که دوست دختر آدم هم مثل مادر آدم دم به ساعت بهش گیر بده و هی مراقبش باشه؛ آدم دیونست با یه دختر دوست بشه؟! همین کارا رو میکنید که مردم میرن سراغ عرفان و زهد و قید هرچی دختر رو میزنن. :)

7 - آویزون شدن : من نمیدونم, این کمبود محبت و عدم احساس امنیت تو دخترها از کجا میاد؟ کافیه یه حرف نازکتر از گل بهشون بگی تا یه هفته گریه زاری راه بندازن. باور کنید که پسرها خودشون هزارتا بدبختی دارن, شما دیگه به بدبختیهاشون اضافه نشین. اکثر دخترها از دوست پسرشون به عنوان سنگ صبور استفاده میکنن, ساعت 8 شب از سر کار یا دانشگاه که میایم, زنگ میزنن و یه ساعت راجع به مشکلات ریز و درشت خودشون حرف میزنن و آه و ناله میکنن و تا کلی باهاشون حرف نزنی و لوسش نکنی و دلداریش ندی, راضی نمیشن. تاحالا شده از یه پسر بپرسین "عزیزم, تو تو خونه مشکلی نداری؟ چرا چشمات انقدر قرمزه؟ چرا رنگت پریده؟ چرا صدات گرفته؟". ما هم بخدا آدمیم, من نمیگم که مشکلاتتون رو به ما نگین, اما یه خورده هم از حال ما بپرسین.

6 - نامفهوم حرف زدن : من این کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی رو نخوندم (فقط جلد و پشت جلدش رو خوندم), اما لازم نیست آدم این کتاب رو خونده باشه تا متوجه بشه این دخترها چقدر نامفهوم و قاطی پاتی حرف میزنن. نمیدونم واقعاً انقدر سخته که آدم منظورش رو واضح و روشن بگه؟! سه ساعت و نیم حاشیه میرین و آسمون و ریسمون رو به هم میدوزین تا ما متوجه بشیم که هفته دیگه تولدتونه و باید براتون کادو بخریم. خوب, یک کلمه بگین "هفته دیگه تولدمه, کادو یادت نره!". باور کنید, نه ما ناراحت میشیم, نه شما از چشممون ساقط میشین. یه مدل بدترش هم اینه که دخترها موقع حرف زدن, ناگهان مجموعه از آدمهای جدید رو بدون هیچ توضیحی میارن وسط و ما رو گیج میکنن, مثلاً "پریروز با لادن و سارا و مهناز رفته بودیم پاساژ گلستان, سعید رو دیدیم. مهناز انقدر عصبانی شد که بعدش ...". جالبه که پسر بیچاره قبلا به هیچ عنوان هیچ کدوم از این اسمها رو نشنیده بوده! بعد دخترها میگن پسرها مارو درک نمیکنن. خوب بابا, دوکلمه بعد از هر اسم بیاین و توضیح بدین که اینا کی هستن و چه ربطی به هم دارن. مثلاً "دیروز با لادن (دختر خالم) و سارا (همکلاسی دانشگام) و مهناز (همسایمون) رفته بودیم پاساژ گلستان, سعید (دوست پسر قبلی مهناز که به سختی و با دعوا مرافعه بهم زده بودن) رو دیدیم, مهناز (همسایمون, برای یادآوری بیشتر) انقدر عصبانی شد که بعدش...". اینجوری حداقل ما هم میفهمیم که چی دارین میگین! :)

5 - بیش از حد تو دست و پا بودن : اصطلاحات دیگه ای هم برای این موضوع وجود داره از قبیل "کنه بودن", "سریش بودن" و "بادکش بودن". بعضی وقتها آدم یه اشتباهی میکنه و به یه دختری نزدیک میشه و اون خانم با عرض معذرت, کنه از آب در میاد. اونوقته که یکی از بدترین کابوسهای زندگی هر پسری شروع میشه. خانم "بادکش" همه جا حضور محسوس یا نامحسوس داره. هر جا میرین و با هر کی حرف میزنین, ایشون خبر دارن. میدونن تو جیبتون چقدر پول دارین و مثلاً چند جفت جوراب دارین. توی همه برنامه هاتون ایشون خودشونو از قبل دعوت کردن و هر 15 دقیقه یه بار زنگ میزنن که چک کنن که شما کجا هستین. خدا رو شکر که اینجا هنوز تکنولوژی جاسوسی پیشرفت نکرده, وگرنه میشد انتظار استفاده از دوربین مخفی و میکروفن مخفی و مکانیابهای ماهواره ای (GPS) رو از طرف ایشون برای کنترل لحظه به لحظه شما هم داشت. خلاصه به وضعیتی میرسین که آرزو میکنین که فقط 24 ساعت ازش خبری نشه, ولی افسوس...

4 - زیادی احساساتی بودن : درسته که میگن دختر باید حساس و لطیف و مهربون باشه, اما دیگه نه به اندازه بعضی از این دخترها! خانم X از صبح که بیدار میشن شروع به اشک ریختن و آه کشیدن برای کودکان گرسنه آفریقا, سوراخ لایه اوزون, نسل در حال انقراض خرسهای پاندا و خلاصه هر موضوع قابل تصوری میکنه. از همه بدتر اینکه از دوست پسرشون هم انتظار دارن که در این غمهای عظیم و جانکاه باهاشون شریک بشن و وای بروزی که از دهن پسر بیچاره یه حرف عاقلانه در این مایه ها دربیاد : "خوب زندگی اینه دیگه, همه جا بدبختی هست!". پسر بیچاره تبدیل میشه به هیولا, دراکولا, فرانکشتاین و گودزیلا. به نظر من یه لحظه موندن کنار چنین دختری از یه عمر زندگی با گودزیلا سخت تر و وحشتناکتره. با این نوع دختر نه میشه فیلم دید, نه باهاش راجع به یه موضوع جدی صحبت کرد و نه اینکه در زندگی بهش اتکا کرد. همش آه و ناله و گریه... باور کنید آخرین چیزی که پسرها توش مهارت دارن, آروم کردن دختریه که داره گریه میکنه. ما حاضریم فحش و ناسزا بشنویم اما اشک کسی رو نبینیم. هر کاری میکنید, گریه نکنید!!!

3 - عدم توجه به نیازهای پسرها : راستش من میدونم نوشتن این یکی خیلی برام دردسر درست میکنه, اما مینویسمش. ببینید, ما عقده تلفن حرف زدن, تو خیابون راه رفتن و کافی شاپ رفتن با دخترها رو نداریم. این کارا رو با یه پسر هم میشه انجام داد و تازه نه دیگه کسی بهمون گیر میده و نه مجبوریم همه صورت حسابها رو تنهایی پرداخت کنیم. تعارف که نداریم, پسرها هر چقدر هم که بخوان پاک و رومانتیک به شما نگاه کنن, آخرش انتظار دارن که یه حداقلهایی از نیازهای جنسیشون هم برآورده بشه. من نمیگم که همه پسرها از همه دخترها انتظار سکس کامل دارن, اما به نظر من این انتظار که دوست پسرتون بخواد شما رو ببوسه کاملاً (تاکید میکنم, کاملاً) طبیعی, انسانی و بجاست. (به شرع و قانون کاری نداریم, چون قبلاً هم گفتم که داشتن دوست دختر و دوست پسر یه جور قبول ریسک رفتن به جهنمه) اگه فکر میکنید که یه پسر میاد و خودشو مثلاً سه ماه بخاطر شیرقهوه و حرف زدن خشک و خالی معطل شما میکنه, باید بگم که اشتباه میکنید.

2 - زیادی حرف زدن : ببینید, دو عبارت هست که با هم اشتباه گرفته میشه "زیاد حرف زدن" و "زیادی حرف زدن". بعضی از آدمها زیاد حرف میزنن, اما حرفهایی که میزنن کاملاً باارزشن و مردم حرفاشونو رو هوا میقاپن و بقول معروف از شنیدن یا خوندنشون سیر نمیشن. من دخترهایی رو میشناختم که زیاد حرف میزدن و آدم اصلاً در کنارشون احساس خستگی نمیکنه. اما متاسفانه پدیده ای داریم به نام "زیادی حرف زدن" که خیلی وحشتناکه. بعضی از خانمها این خاصیت رو دارن که میتونن بی وقفه در مورد "هر موضوعی" به مدت 48 ساعت سخنرانی کنن! کل مطالب این خانمها عبارت است از حاشیه رفتن در مورد موضوعاتی که حتی ارزش فکر کردن هم ندارند, غیبت کردن و پشت دیگران بدگویی کردن و از همه بدتر, تعریف کردن کلیه اتفاقات عمرشون, از زمان تولد تا حدود 20 دقیقه قبل با ذکر تمام جزئیات!!!! من نمیخوام حالا خودم متهم به "زیادی حرف زدن" بشم, برای همین این موضوع رو زیادی کشش نمیدم, فقط اینو بگم که یه کاری کنید که پسرها با علاقه به حرفاتون گوش بدن, نه اینکه موقعی که شما دارین حرف میزنین به درو دیوار نگاه کنن و یا اینکه مثلاً گوشی تلفن رو بزارن روی میز و شما یه ساعت برای هوا حرف بزنید. :)

1 - سواستفاده از دختر بودن : این بدترین و وحشتناک ترین ایرادیه که یه دختر میتونه داشته باشه. بزارین براتون توضیح بدم که یعنی چی : ببینید, بعضی از دخترها فکر میکنند که چون خودشون دخترن و ما پسریم, پس ما همیشه در مقابلشون ضعف داریم. در حالی که اصلاً اینجوری نیست. از دختر بودن خودتون سواستفاده نکنید, دلیلی نداره که بخاطر اینکه با پسری دوست هستین سرش منت بزارین و براش افاده بیاین یا اینکه هر روز قهر و آشتی کنید و یا سرکوفت بقیه رو بهش بزنید. پسرها خیلی راحت به نقطه جوش میرسن و اونوقت چهره ای رو از خودشون نشون میدن که همه رو به تعجب میندازه... از همه بدتر دخترهایی هستن که از آدم سو استفاده مالی و یا عاطفی میکنن. هر روز 500 تا خورده فرمایش و دستور از طرف خانم صادر میشه که پسر بدبخت مجبور به اجراشونه. هر جا میرن, رستوران یا کافی شاپ, صورت حساب به عهده پسر بیچارست, حتی اگه پیشنهاد رستوران رفتن از طرف دختر باشه! الان نمیخوام در مورد قاعده پرداخت صورت حساب صحبت کنم, اما هر آدم با شعوری اینو میدونه که صورت حساب رو کسی پرداخت میکنه که دعوت رو انجام داده؛ این قاعده در روابط دختر و پسر هم باید رعایت بشه. شاید دوست پسر ساده و هالوی شما ندونه, اما من که میدونم شما اگه بیشتر از اون نه, ولی به اندازه اون دارین از کل این رابطه لذت میبرین, پس چرا باید همه مخارج و فشارها روی یک نفرتون باشه؟!

خوب, این مطلب هم به انتها رسید. لازمه باز هم یادآوری کنم که منظور من این نبود که همه دخترها, همه این 10 تا ایراد رو دارن. خیلی از دخترها پیدا میشن که قبل از اینکه دوست دختر آدم باشن, دوستش هستن و واقعاً انسانهای نمونه ای هستن. توی هر جنسیتی خوب و بد پیدا میشه, من فقط سعی کردم اشکالاتی رو که در جنس دختر بیشتر خودشونو نشون میدن رو براتون بنویسم. به زودی هم مطلبی تحت عنوان 10 ایراد اصلی پسرها براتون مینویسم که ببینید بعضی از ایرادهای پسرها چقدر بدتر از ایرادهای دخترهاست... آخرین چیزی هم که باید بگم اینه که از هیچ کس انتظار کامل بودن و بی عیب و نقص بودن رو نمیشه داشت. انسان باید یاد بگیره که دیگران رو تحمل کنه و ایرادهای اونها رو با توجه به نقاط مثبتی که دارن, نادیده بگیره. در ضمن هر انسانی جا برای تغییر و تحول و بهتر شدن رو داره, اما اولین قدم اینه که قبول کنه که کامل نیست و نیاز به تغییر کردن داره. :)




طبقه بندی: ضد دختر، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389

سلام دوستان شعر امروزم به تقلید از شاعر خوبمون سهراب سپهری نوشتن حتما بخونید و لذت ببرید.

اهل دانشگاهم                  روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم       خرده عقلی      سرسوزن شوقی

اهل دانشگاهم.......

اهل دانشگاهم            روزگارم خوش نیست

 

ژتونی دارم       خرده عقلی   سرسوزن شوقی

 

اهل دانشگاهم               پیشه ام گپ زدن است

 

گاه گاهی مینویسم تکلیف    می سپارم به شما

 

تابه یک نمره ناقابل بیست       که در آن زندانیست           دلتان زنده شود

 

چه خیالی چه خیالی میدانم                   گپ زدن بیهودست

 

خوب میدانم دانشم بیهوده است

 

اوستاد ازمن پرسید       چقدرنمره زمن می خواهی؟

 

من از او پرسیدم؟          دل خوش سیری چند؟

 

اهل دانشگاهم         قبله ام آموزش   جانمازم جزوه        مشق ازپنجره ها میگیرم

 

همه ذرات وجودم متبلورشده است

 

درسهایم را وقتی می خوانم          که خروس می کشد خمیازه    مرغ و ماهی خوابست

 

خوب یادم هست     مدرسه باغ آزادی بود

 

درس بی کرنش می خواندیم           نمره بی خواهش می آوردیم

 

تا معلم پارازیت می انداخت                  همه غش می کردیم

 

کلاس چقدر زیبا بود                       معلم چقدر حوصله داشت

 

درس خواندن آن روز                       مثل یک بازی بود

 

کم کمک دور شدم از آنجا                   بار خود را بستم

 

عاقبت رفتم به دانشگاه                  به محیط خشن آموزش

 

وبه دانشکده ایوانک سرایت کردم     رفتم از پله مخابرات بالا

 

چیزها دیدم در دانشگاه

 

من گدایی دیدم در آخر ترم      دربه در می گشت           یک نمره قبولی می خواست

 

من کسی را دیدم              که ازدیدن یک نمره ده        دم دانشگاه پشتک می زد

 

شاعری دیدم              هنگام خطابه                       به خرچنگ می گفت ستاره

 

و اسید نیتریک را جای می  می نوشید      همه جا پیدا بود               همه جا را دیدم

 

بارش اشک از نمره تک               جنگ آموزش با دانشجو

 

حذف یک درس به فرماندهی کامپیوتر   فتح یک ترم به دست ترمیم    قتل یک لبخند در آخر ترم  

 

همه را من دیدم     من در این داشگاه دربه در و ویرانم         من به یک نمره ناقابل ده خشنودم

 

من به لیسانس قناعت دارم 

 

 من نمی خندم اگر دوست من می افتد    من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بکنند 

 

ونمی خندم اگر موی سرم می ریزد       من در این دانشگاه          در سراشیب کسالت هستم  

 

خوب میدانم استاد       کی کوییز میگیرد      برگه حذف کجاست؟     سایت و رایانه مال من است

 

تریا ، نقلیه ، دانشکده از آن من است          ما بدانیم اگر سلف نباشد      همه می میریم

 

واگر حذف نباشد             همگی مشروطیم      نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نبود؟    

 

کارمانیست شناسایی مسئول غذا           کارمانیست شناسایی بی نظمی ها  

 

کارما شاید اینست که در مرکز پانچ              پی اصلاح خطاها برویم




طبقه بندی: داستان و طنز، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1389
 -1اصلا جنبه ندارن تا دختری را میبینن اصلا یادشون میره چیکاره هستند سریع آب

از دهانشون آویزان میشه ،با دو میرن پیش دختره شماره بدن.

-2 زود پسر خاله میشن

3-اصلا درک ندارن که جلو حراست دانشگاه نباید به دختر حرفی بزنه مثلامی خواهند

بگویند بچه بالاشهری هستند ولی از حرف زدنشون معلوم میشه بچه خزانه است نه تجریش

-4میگه ماشین دارم ولی اصلا پول نداره که دوچرخه بخره چه برسه به ماشین.




طبقه بندی: ضد پسر، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 18 مرداد 1389
  
روزی یک مرد روحانی با خداوند
مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست
دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی
هستند؟"، خداوند او را به سمت دو
در هدایت کرد و یکی از آنها را باز
کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت،
درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ
وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش
بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که
دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز
نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و
مریض حال بودند، به نظر قحطی زده
می آمدند، آنها در دست خود قاشق
هایی با دسته بسیار بلند داشتند که
این دسته ها به بالای بازوهایشان
وصل شده بود و هر کدام از آنها به
راحتی می توانستند دست خود را داخل
ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر
نمایند، اما از آن جایی که این
دسته ها از بازوهایشان بلند تر
بود، نمی توانستند دستشان را
برگردانند و قاشق را در دهان خود
فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و
عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت:
"تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت
است"، آنها به سمت اتاق بعدی
رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم
دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز
گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد
دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان
قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی
به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می
گفتند و می خندیدند، مرد روحانی
گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"،
خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط
احتیاج به یکمهارت دارد، می بینی؟
اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر
غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع
کار اتاق قبل تنها به خودشان
 فکر می کنند!"
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما
می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب
می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی
که محمد وفات می یافت نیز به شما می
اندیشید، گواه این امر کلماتی است
که آنها در دم آخر بر زبان آورده
اند، این کلمات از اعماق قرون و
اعصار به ما یادآوری می کنند که
یکدیگر را دوست داشته باشید، که به
همنوع خود مهربانی نمایید، که
همسایه خود را دوست بدارید، زیرا
که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا
(ملکوت الهی) نخواهد شد.
  
تخمین زده شده که 93% از مردم این
متن را برای دیگران ارسال نخواهند
کرد، زیرا آنها تنها به خود می
اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7%
باقی مانده می باشید، این پیام را
برای دیگران ارسال نمایید، من جزء
آن 7% بودم، همچنین به یاد داشته
باشید که من همیشه حاضرم تا قاشق
غذای خود را با شما سهیم شوم.
 


ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 18 مرداد 1389


первым делом он конечно же сделал алфавит:



Теперь можно печатать тексты :) А дальше - понеслась:

































ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 18 مرداد 1389

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند .

«دکتر علی شریعتی»

-----------------------------------------------------------

به سه چیز تکیه نکن، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور می تازد، با دروغ می بازد و با عشق می میرد.   «دکتر علی شریعتی»

-----------------------------------------------------------

زن عشق می كارد و كینه درو می كند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...   می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ....    برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ...   در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...  او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...          او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ....   او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...               او مادر می شود و همه جا می پرسند   نام   پدر .....

 -----------------------------------------------------------

 اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتنهاست

 -----------------------------------------------------------

 عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی .

 دکتر شریعتی

 -----------------------------------------------------------

 اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می كنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند.... فقط از فهمیدن تو می ترسند

 -----------------------------------------------------------

 آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باش

 -----------------------------------------------------------

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود

هر لحظه دردی سر بر می‏دارد

و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند

این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند

مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است؟

-----------------------------------------------------------

دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم ازخیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

-----------------------------------------------------------

هر كس آنچنان می میرد كه زندگی می كند

-------------------------------------------------------------------

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتی كه بچه بودم هر شب دعا میكردم كه خدا یك دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم كه اینطوری فایده ندارد. پس یك دوچرخه دزدیدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن دکتر شریعتی



ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 3 تیر 1389

مجموعه ی جدید شامل 20 تصویر پس زمینه ی جدید و فوق العاده زیبا برای شما آماده کرده ایم.این 20 تصویر از كیفیتی بسیار بالا برخوردار هستند و دارای رزولوشن 240x320 می باشند. هم اکنون می توانید این مجموعه پس زمینه موبایل را از سایت آرش 98 دریافت نمایید.

 

Mobile Wallpaper

 

 

 دانلود - با حجم 623 کیلوبایت
 پسورد : www.arash98.com ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )

کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.




طبقه بندی: عکس، 
ارسال توسط mohsen Mamaleki
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 3 تیر 1389



مجموعه ای فوق العاده زیبا از 21 عکس با موضوع Cartoon برای شما عزیزان آماده کردیم که این والپیپرها در سایز 360x640 می باشد
 

 دانلود - با حجم 2.81 مگابایت
 پسورد : www.arash98.com ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )




ارسال توسط mohsen Mamaleki
(تعداد کل صفحات:13)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام رپر بهترین است؟









پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin